گذشتن و رفتن پیوسته - تاریخ: 1395/11/15 ساعت: 21:23
می دانم من روزی او را جا خواهم گذاشت، مثل حواس پرتی های همیشگی ام، مثل آن چیزهایی که هیچ وقت نفهمیده ام جا مانده اند! رفته رفته آنقدر سبک و غبار مانند میشود که من عبور می کنم و او جایی جا می مانند! مثل عطر جا مانده از یک حضور...
من کوچک سرگردان - تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 3:51
بعضی وقت ها فکر می کنم برای درد ها کوچکم ... برای حسرت روزهای گذشته کوچکم ... برای خاطره ها کوچکم... برای غم ها کوچکم... یا مثلا برای اینکه قربانی، بی قرارش را بخواند کوچکم... مگر میشود به دنیا آمد و برای دنیا کوچک بود؟ مگر قرار نیست همه چیزمان اندازه باشد؟ مگر قرار نبود تحمل همه چیز را بدهد؟ بعضی و...
رویاهات رو دنبال کن - تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 3:51
چه رویایی دارین ؟؟ رویای نقاش بزرگ شدن دارین ؟ رویای پولدار شدن دارین ؟ رویای سفر کردن دارین ؟ رویای عکاس شدن دارین ؟ رویای آدم بهتر شدن دارین ؟ هر رویایی که دارین ! هر رویایی! بیاین به تگ ایجاد کنین . به امید اینکه یه روزی زیر نوشته هاتون، توی مسیر رسیدن به رویاهاتون ظاهر بشه و ما رو توش همراه کنین...
جاده اسم منو فریاد میزنه... - تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 3:51
خب اول از همه اینکه : +کجا بریم؟ با کی بریم ؟ همه ی ما ها یا کار داریم یا دانشگاه داریم یا اصلا حتی مشکلات خاص خودمون رو داریم که بهمون اجازه ی سفر رفتن طولانی رو نمیده ! پس خب یعنی بیخیال سفر بشیم ؟ نه ! اگه خیلی تازه کارین و خیلی گرفتار بیاین و از سفر ها و یا گردش های یه روزه شروع کنین! اگه مثل من...
بهشت پاییزی - تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 3:51
وقتی برنامه ی نوشتن راجع به سفر رو شروع کردم، فکرم این بود که همچنان هوا پاییزی می مونه و اصلا فکرش رو نمی کردم که یهو زمستون بشه... ارفع ده یکی از روستاه های سواد کوهه و تقریبا تا تهران 170 کیلومتر فاصله داره . تو مسیر تهران به قائم شهر، بعد از ورسک یخورده که برین سمت چپتون تابلوی روستا رو میبینین!...
صدای بهشت میدهید... - تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 3:51
امروز زاد روز کیهان کلهر بود... کلهر با آن کمانچه ی جادویی اش... کمانچه ای که انگار صدایش از بهشت می آید... از خود خود بهشت... بی شک آلبوم تنها نخواهم ماند کلهر برای من خاطره ی جاودانه ایست از عشق و تنهایی... بشنوید : تنها نخواهم ماند از کیهان کلهر: متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصوی...
حفره ی بزرگ سمت چپ - تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 3:51
اون روزی که داشتم کابینت رو مرتب میکردم از پشت قوطی چایی پیداش کردم. یهو نشستم و احساس آشنایی رو حس کردم که مدت ها بود برام غریبه بود . مدت ها بود نبود... جاش یه جایی بود سمت چپ بدنم. جاش یه قسمتی از اون حفره ی خالی بود... من بعد از رفتن اون، دنبال خیلی از قطعه های گم شده ی خودم گشتم. بعضی وقتا یه ت...
به وسعت کرم شب تاب - تاریخ: 1395/9/10 ساعت: 3:51
بعضی وقتا توی خودت نیروی عجیبی از عشق حس می کنی . پر پر!!! خالص خالص... انقدر حس وسعت می کنی از این عشق، از این دوست داشتن که تک تک سلول های بدنت خود نور میشه! این ممکنه بعد از یه مهمونی دورهمی دوستانه اتفاق بیوفته، یا جمع شد با رفیقای صمیمی دوران دبیرستانت، یا حتی می تونه بعد از رسیدن به یه هدف باش...
به روایت کوبانی و زنانگی و آزادگی - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 23:09
از زنانگی ات دفاع میکنم آن سان که جنگل از درختانش دفاع می کند و موزه ی لوور از مونالیزاو هلند از وان گوگو فلورانس از میکل آنژو سالزبورگ از موزارتو پاریس از چشمهای الزا...* دیروز یکم نوامبر بود. روز مقاومت کوبانی! روز زنان کوبانی! روزی که بدون شک تحولیست در معنای کم رنگ شده ی هویتی زنان. معنای جدیدی ...
به تو نامه مینویسم... - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 23:09
وقتی تو رفتی و من رفتم... وقتی شروع کردیم به دور شدن، غمگین بودم، دیوانه وار غمگین بودم... اما مهمتر از آن، باید خودی را پیدا میکردم که جایی جایش گذاشته بودم! باید منی پیدا میشد که دوستش داشته باشم! باید من خودم را دوباره پیدا میکردم و در آغوش میگرفتم... امروز کمتر غمگین و دیوانه وار محزونم، اما خود...
بشنوید از... - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 23:09
در آرامش باشید آقای کوهن... حقیقتا من شما را بیشتر از 5 یا 6 تا از آهنگ هایتان نمیشناختم. آن آهنگ ها و صدای فوق العاده یتان... که اگر از دوست داشتنی ترین آهنگ های من میپرسیدند حتما یکی شما بودید و رقصیدنتان تا انتهای عشق... من عاشق رقصیدن در خیابان بودم... بودم و هستم. شبیه والس در خیابان های ساکت و...
شقایق ها - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 17:31
میشود دماوندت باشم و تو بر دامن من دشت شوی... تا جای گل بوسه هایم بر روی شانه ات شقایق بروید که تا شقایق هست زندگی باید کرد.... *عکس از نت
فلسفه ی هر پاییز - تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 22:45
پاییز باید عشق بشه، شال بشه، بپیچه دور گردن! فلسفه ی پاییز همینه... + امسال شال چه رنگی برام میبافی؟ - یادته شال سرمه ایه رو گمش کردی؟ اونو پیداش کن! + حرفایی میزنیا! چجوری پیداش کنم؟ - از بوش... برو اون شال طوسیه رو بو کن! دماغت بوی عطر و صابون و سیگارت رو که کنار زد، ته تهش بوی من رو میده! من هر چ...
خواب - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 18:43
از خواب چو برخیزم اول تو به یاد آیی *مولانا
معنا و تنهایی - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 18:43
دنبال معنای هر چیز گشتن، سخت ترین بخش زندگی آدمیست. دنبال معنای زندگی، عشق، مرگ و ... . تعریف کردن هر چیز در غالب معنا، می تواند حاوی درد و رنج بزرگ و یا حتی شادی خالص تر و ویژه شود. اما در دو حالت آن، بیشترین چیزی که نصیب آدمی میکند، تنهاییست... *عکس از اینترنت
روز پنجم آغاز دویدن بود... - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 18:43
روز پنجم، آغاز دویدن بود! خوب به یاد می آورم که روز اول، روز انکار بود! تو نرفته ای! من خسته نشده ام! ما تمام نشده ایم!... صبح ها را با در آغوش گرفتنت شروع میکردم و شب ها با بوسه ات به خواب میرفتم! تمام این ها امکان نبودنت را رد میکرد! اینگونه بود که روزهای زیادی به روز اول گذشت! روز دوم، روز عصبانی...
فوتبالی برای صلح - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 18:43
به قولی فوتبال مذهب هزاره ی سوم است که در شکل عالی خود می تواند یک فعالیت اجتماعی، یک سیاست صلح اندیش و یک هنر بی رقیب باشد که همدلی، دوستی، عدالت، امنیت و جوانمردی به همراه می آورد. در هفته ی گذشته تا فردا (جمعه ) ایران شاهد یک لیگ فوتبال در عالی ترین شکل خود است. در کنار لیگ فوتبال آلوده شده ی امر...
دل تنگی در وقت اضافه - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 18:43
به تو فکر میکردم که ساعت 12 شد! عقربه چرخید و به عقب برگشت! امشب یک ساعت بیشتر دلتنگت بودم...
آماده به فرار - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 18:43
چند سال پیش بود که من حال برزخی خودمو بردم پیشش... گفت : فرار کن! همه چیو جمع کن و فرار کن! گفتم: از چی ؟ از کی؟ از خودم؟ اصلا مقصد فرار کردن کجاست؟ یخورده فک کرد و گفت: فرار کن و بیا بغل من! گفتم: فرار کردن بلد نیستم! گفت: اولش سخته ! بعدش راحت میشه... تا حالا تنها رفتی سینما؟؟ گفتم: تنها؟؟ من تنها...
باز نیامد بوی ماه مهر... - تاریخ: 1395/7/6 ساعت: 18:43
دیگر هیچ وقت آنقدر کوچک نمیشوم! و هیچ وقت آنقدر دلم بزرگ نخواهد شد! هیچ وقت اول مهری نخواهد آمد که مقنعه ی تنگم را سرم کنم و لپ هایم از دوطرف آن بیرون بزند و جای دو دندان جلویی ام خالی باشد! و من سوژه ترین سوژه ی عکاسی پدر باشم... دیگر هیچ وقت روز اول، مادر از زیر قرآن مرا راهی نمی کند و من خواب خوا...

برچسب‌های مرتبط

جاده اسم منو فریاد میزنه | جاده اسم منو فریاد میزنه دانلود | جاده اسم منو فرياد ميزنه | بهشت پاییزی کلوب | بزرگترین حفره ی دنیا | شقایق های وحشی | شقایق های عاشق | شقایق ها | شقایق هاشمی | شقایق های دریایی