خرید بک لینک



چند سال پیش بود که من حال برزخی خودمو بردم پیشش...

گفت : فرار کن! همه چیو جمع کن و فرار کن!

گفتم: از چی ؟ از کی؟ از خودم؟ اصلا مقصد فرار کردن کجاست؟

یخورده فک کرد و گفت: فرار کن و بیا بغل من!

گفتم: فرار کردن بلد نیستم!

گفت: اولش سخته ! بعدش راحت میشه... تا حالا تنها رفتی سینما؟؟

گفتم: تنها؟؟ من تنهایی هیچ جا نمیرم...

گفت: آدم برای فرار کردن اول باید یاد بگیره تنهایی بره سینما... هر وقت اینکارو کردی، دیگه می تونی تا هر جا که خواستی فرار کنی...اولش سخته! بعدش راحت میشه...

برچسب: نویسنده: زهرا حسینی‌پور تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:43

صفحه بندی